من چند تا عروسک دارم که خیلی بهشون علاقه دارم اما رییس اونها دوست وینی پو یعنی پیگ لت است که عمه مامان هفت هشت ماه پیش برام کادو آورد. صبح که پا می شم اول اون رو می بوسم بعد بغلش می کنم چند دوری تو خونه می زنم. هر چی می خورم به اونم می دهم ، هر کی هم خونمون می آید اول یک دور می برمش پیگ لت رو زیارت کنه بعد به سلام احوال پرسی برسه. کوکی و نی نی و آقا فیل و... هم اسم بقیه عروسک هام هستند.
تازگی ها وقتی از خونه بیرون می رم یکیشون رو بغل می کنم و با خودم می برم. مامانم هم در طول روز چند باری لباسهای من رو تن عروسک ها می کنه تا آماده بیرون رفتن شوند و من کلی ذوق می کنم. سریع می رم کلاهم رو سرم می گذارم و کیفم رو روی دوشم می اندازم ( نمی دونم چرا بعضی وقتها بندش از لای انگشتان پام سر در می آره) و عروسک به بغل در خونه رژه می روم.
در ضمن شبها هم بابا سروش ۳ ، ۴ تا از این عروسک ها را دور تا دور من می چینه و از روی کتاب سوالاتی رو می پرسه و بعد با صدا های مختلف از طرف اونها جوابهای اشتباه می ده یا اینکه اونها جواب رو بلد نیستند مثلا می گه : خب بچه ها نانوا چیکار می کنه؟ خانم پرستار چیکار می کنه ؟ هواپیما چطوری حرکت می کنه ؟ و... بعد که از من می پرسه من اون کار رو می کنم یا جواب رو می دهم و همه برای من دست می زنند. من هم از ذوق جواب اونها کلی می رقصم. راستی خیلی هم رعایت نوبت می کنم و محاله وسط جواب اشتباه اونها بپرم و خودم جواب صحیح رو بدم.
از عوامل دخترانه دیگه ای هم که انجام می دهم آشپزی کردن ، جارو و گردگیری است!!! از صبح تو کابینت های آشپزخونه هستم و در حالی جابه جایی ظروف. گاهی هم یک ماهیتابه یا ظرف بر می دارم و چیزهایی که مامان برام تو اون می ریزه رو با قاشق هم می زنم و به عروسک هام می دهم تا بخورند. خیلی خیلی هم جدی به این امور حیاتی می پردازم. بعضی وقت ها هم یک پارچه بر می دارم و تند تند همه جا رو گردگیری می کنم و یا با یک جارو کوچولو جارومی زنم البته گاهی هم بقیه رو می زنم!!!![]()
پینوشت : راستی من چند هفته ای است که ـ با عرض معذرت ـ وقتی جیش یا پی پی می کنم خیلی ناراحت می شم و در حین یا بعد از انجام کار اعلام می کنم و خیلی تمایل دارم که بلافاصله من رو عوض کنند حتی یک روز وقتی خونه مامی و بابایی بودم دست مامی رو گرفتم و تا دم دستشویی بردم تا پوشکم رو عوض کنه.
نوا
